تبلیغات
" دو رفیــق ... دو شـهیـــد " - طرح عقد اخوت ....
درباره وبلاگ
همسر شهید
کمیل! فصلی گذشت و قصه ی ما برملا نبود
زخم عمیق سینه ی ما را دوا نبود
یادش بخیر ای همسفر نیمه راه من
قلبم شکست اما شکستنش را صدا نبود
من ماندم و چشم انتظاری من تا ابد
ایام با تو این همه پر ماجرا نبود
من ماندم و داغ جدایی و پرواز سرخ تو
با که بگویم غمم یکی دوتا نبود
آخر خداحافظ ای تمام آرزوی من
رفتی ولی این همه درد سهم ما نبود
دیگر بس است خداحافظ ای یار نیمه راه
قصه ما که سخت تر از کرب و بلا نبود...
به نام خدای شهدای صابرین

طرح عقد اخوت به مناسبت اولین سالگرد شهادت آقا کمیل و محمد آقا




همیشه حس می کردم شهادتنامه آقا کمیل و آقا محمد کنار مزار مطهر شهید کاظمی امضاء شده و آنجا دعایشان مستجاب شده .......
__________________________


مصطفی در حالیکه بین گلزار شهدا قدم می زنه و محمد هم با گوشی همراه از ایشون فیلمبرداری می کند، می گوید: 





« ... خدا اگه شهادتو قسمتمون نکنه إن شاءالله کنار مزار شهدا باشیم؛ مثل حضور امام زمان، وقتی امام زمان یه جایی حضور پیدا می کنه، اونجا خیر و برکتش زیاد می شه، ما هم اگه – از نظر خودم می گم- کنار شهدا دفن بشیم، شاید از حضور و برکت شهدا خدا ما رو ببخشه، از گناهامون بگذره، شهدا إن شاءالله تو اون دنیا شفاعتمون رو بکنند، شفاعت می کنند، دیگه موقع اذانه، امروزم 10 بهمن 1389 ؛ یکشنبه هوای شهدا زد به سرمون اومدیم مزار شهدای تخت فولاد؛ من مصطفی صفری تبار و دوستم (فیلمبردار) محمد محرابی پناه، إن شاءالله شهادت قسمتش بشه، إن شاءالله بزنه بکشه، وقتی شهید شد دست ما را هم اون دنیا بگیره!»

مصطفی در حالیکه همراه با دو نفر از رفقای خودش به طرف مزار شهید حاج احمد کاظمی و حاج حسین خرازی می روند، می گوید:

«...عقد اخوت چیه؟ عقد اخوت چیزیه که دو تا رفیق با هم دیگه، وقتی عهد کردند -یعنی اگه الآن مثلاً من و محمد محرابی رو مثال می زنم- یعنی اگه محمد محرابی رفت و شهید شد و با من عهد اخوت بسته، دست منو باید بگیره اون دنیا و ببره توی بهشت، تا دست منو نگرفت توی بهشت نبرد حساب نیست! (رفیقش می خنده و می گه: اگه نبره قبول نیست؟ و مصطفی در جوابش می گه: نه نه باید منو ببره).




نمایش نظرات 1 تا 30