تبلیغات
محفلی به یاد شهدای عزیز یگان ویژه صابرین - درد و دل یک رزمنده
درباره وبلاگ
امنیت امروز خود را مدیون شهدا هستیم ...

درد و دل یک رزمنده با شهید مصطفی کمیل صفری تبار


سلام بر قاصدک راست قامت ، کمیل جان

نمی دانم از کجا شروع کنم ، قلم را برای نگارش برداشته ام تا از شهید آباد بگویم یا از بغض گرفته در گلو که قلم فریاد کشید و گفت :

شهیدان را نیازی به گفتن و نوشتن نیست ، آنان نانوشته دیدنی و خواندنی اند .

از سید آن ساربان و سفیر سنت الهام بگیر که آنان را وجه الله می دانست ، کمیل جان در اربعین حسینی یادت کرده ام تا یادم کنی ، هر چند که زبان عاشق بی تکلف است و مجنون به دنبال واژه و لغت نمی گردد ، مجنون وار دیوانه ات شده ام ، تعبیری آورده ام به نیت تغییر تا از شراره الهی ات گرم شوم و مرد مرد ، تا آسمانی شوم و لایق دیدارت و غلام شهیدان ،

راستی کاروان رفت ، ما در خواب ، بیابان در پیش

ره ز که پرسیم ؟ چه کنیم ؟

فقط در یک کلام کوتاه : وای به دل زینب در این اربعین حسین ، وای به دل زینب (س)




موضوع :
دلنوشته ,