تبلیغات
" دو رفیــق ... دو شـهیـــد " - شاهد هستی؟
درباره وبلاگ
همسر شهید
کمیل! فصلی گذشت و قصه ی ما برملا نبود
زخم عمیق سینه ی ما را دوا نبود
یادش بخیر ای همسفر نیمه راه من
قلبم شکست اما شکستنش را صدا نبود
من ماندم و چشم انتظاری من تا ابد
ایام با تو این همه پر ماجرا نبود
من ماندم و داغ جدایی و پرواز سرخ تو
با که بگویم غمم یکی دوتا نبود
آخر خداحافظ ای تمام آرزوی من
رفتی ولی این همه درد سهم ما نبود
دیگر بس است خداحافظ ای یار نیمه راه
قصه ما که سخت تر از کرب و بلا نبود...
" کمیــل "  قسمتی شد از حکایت ِ واماندگی کوله بار ِ خالی من و ما . . . !

شاید خدا قصه ی شهادت را نوشت تا نفس های سوخته را گداخته تر کند !

و تو ای شهید !

شاهد هستی که چطور در حسرت ِ بال هایت ، قلبم را پرپر ِ نگاهت کرده ام ؟

من این گونه خویشتن را اسیـ ـر کرده ام و تو

و تو

به همان زیبایی که نقاش، نقش ِ  منحصرش را تحسین می کند

حـُسن ِ انتخاب شده ی خدایی .. در آغوش ِ بی انتهای مهربانی هایش..

قدری پلک بزن . . . تا وسعت ِ ناصبور  روسیاهی هام باز شود مقابل جنـّات ِ جاری در حیاتت..

شایــ ـد که ...

شایـ ـد که این بار ، رَبّ بخشنده، روزی ما هم بکند نزد خودش عشق بازی را . . .

من به دستان ِ شفیع ِ تو مومنم ! قدری دعایمان کن !

و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...




موضوع :
دلنوشته ,