تبلیغات
" دو رفیــق ... دو شـهیـــد " - تصادف
درباره وبلاگ
همسر شهید
کمیل! فصلی گذشت و قصه ی ما برملا نبود
زخم عمیق سینه ی ما را دوا نبود
یادش بخیر ای همسفر نیمه راه من
قلبم شکست اما شکستنش را صدا نبود
من ماندم و چشم انتظاری من تا ابد
ایام با تو این همه پر ماجرا نبود
من ماندم و داغ جدایی و پرواز سرخ تو
با که بگویم غمم یکی دوتا نبود
آخر خداحافظ ای تمام آرزوی من
رفتی ولی این همه درد سهم ما نبود
دیگر بس است خداحافظ ای یار نیمه راه
قصه ما که سخت تر از کرب و بلا نبود...

بسم رب الشهداء و الصدیقین

آقا کمیل چند ماه قبل از شهادت در خیابان خلوتی از روستا تصادف شدیدی می کند ، کمیل رها شده در گوشه ایی از جاده افتاده بود و کسی خبر نداشت ، به خواست خدا یکی از اهالی روستا او را بعد از ساعتی پیدا و از مرگ حتمی نجات پیدا میکند ، این توفیقی بود برای کمیل تا به مرگ ناگهانی گرفتار نشود و چند ماه بعد در درگیری با گروهک پژاک به شهادت برسد .

منبع : وبلاگ دوست آقا کمیل




موضوع :
خاطره ,  عکس ,